صفحه اصلی تازه ها جستجو تماس با ما Language Bar فارسی English
 
 
 
معماي الكتريكي شماره 19- ولتاژ كمكي DC يا AC
مطابق مشخصات فني قرارداد يكي از پروژه ها، ولتاژ كمكي مورد استفاده جهت تغذيه مدار كمكي كنتاكتورها مي بايد 230 ولت متناوب باشد. اين ولتاژ در طرح اوليه از سيستم اضطراري موجود در سايت تأمين شده بود كه مورد اعتراض مشاور طرح قرار مي گيرد. استدلال مطرح شده نيز آن است كه سيستم اضطراري مزبور به اندازه كافي مطمئن نيست و ممكن است در پي يك چشمك كوچك  همه فيدرهاي كنتاكتوري قطع شوند.
مطابق تجارب موجود، استفاده از سيستم DC متكي به باتري و شارژر جهت تغذيه مدارات كمكي يك امر معمول و خالي از اشكال است ، بنابراين طرح لازم بر اين اساس تهيه مي شود، اما مشاور به دليل صراحت قرارداد مبني بر لزوم استفاده از ولتاژ AC آنرا نمي پذيرد و توصيه مي نمايد يك دستگاه UPS با همان ظرفيت سيستم DC جايگزين آن گردد.لازم به ذكر است در هر پيشنهاد فني مصارف الكتريكي متناسب با نوع ولتاژ  acيا dc انتخاب مي شوند.
در اين شرايط آيا استفاده از UPS به جاي سيستم DC صحيح است؟ چرا؟
نویسنده : حميد
 
#1
ساعت: 18:47 - تاریخ: 10 فروردین 1386
يك تفاوت ذاتي تجهيزات الكتريكي و الكترونيكي، رفتار متفاوت آنها در شرايط گذرا است. براي مثال يك ترانسفورماتور در شرايط گذرا  قادر به انتقال جريانهاي الكتريكي بسيار بزرگتر از مقدار نامي خود است و حتي در زمانهاي كوتاه قادر به تأمين پيكهاي جرياني بسيار تيز مورد نياز مصرف كننده است. اما تجهيزات الكترونيكي عموماً از اين خاصيت برخوردار نيستند. براي مثال يك دستگاه شارژر از يك حد جرياني مشخص برخوردار است كه تقريباً معادل جريان نامي آن است و در صورتي كه جريان بيشتري از آن كشيده شود ولتاژش به شدت افت مي كند. در سيستمهاي DC به دليل ارتباط مستقيم هر دو واحد شارژر و باتري با بار الكتريكي، يك همكاري مناسب در تأمين پروفيل جرياني مورد نياز بارها اتفاق مي افتد. به اين ترتيب كه در مد بهره برداري شناور كه مد غالب در طول عمر كاركرد دستگاه است، كار تأمين بار پايه به عهده شارژر  مي باشد اما در شرايط خاص مثل راه اندازي بعضي موتورهاي كوچك يا قطع و وصل بوبينهاي مختلف كه منحني بار دچار يك صعود ناگهاني مي شود ديگر شارژر قادر به پشتيباني از منحني بار نبوده و باتري اين وظيفه را بعهده مي گيرد. به اين دليل است كه در محاسبات اتصال كوتاه DC ،تنها مقاومت داخلي باتري در محاسبات دخالت مي يابد و هيچ مشخصه اي از شارژر تعيين كننده سطح اتصال كوتاه نيست.
در مورد سيستم  UPS ، قضيه قدري متفاوت است چون ارتباط بار با طبقه باتري در اين دستگاه يك ارتباط بلافصل نيست ، بنابراين در اينجا تجهيزات الكترونيكي شامل كانورتورهاي DC به AC كه از همان محدوديتهاي طبقه ركتيفاير شارژر برخوردارند مي بايد كل پروفيل بار با تمام ويژگيهاي جهشي آنرا پشتيباني كنند. چنانچه مشاهده مي شود ظرفيت UPS مورد نياز براي تغذيه مناسب يك گروه بارهاي اهمي- سلفي مي بايد متناسب با ميزان جهش منحني بار (هر چند كوتاه مدت) باشد، كه به هيچ وجه اقتصادي نيست.
عموماً دستگاه هاي  UPS براي تغذيه كامپيوتر ها و سيستمهاي ديجيتالي طراحي و ساخته مي شوند. دو مفهوم SURGE FACTOR و CREST FACTOR همچنين ضريب توان مورد نياز بار در طراحي و ساخت دستگاهاي UPS حائز اهميت است. ميزان  SURGE FACTOR معرف نسبت جريان سينوسي مورد نياز براي راه اندازي برخي تجهيزات نظير الكترو موتورهاي كوچك به جريان نامي آنها است. ميزان SURGE FACTOR مورد نياز براي كامپيوترهاي حاوي درايو هارد ديسك معادل 1.15 و براي بعضي انواع ديگر معادل 1.5 است. عدد CREST FACTOR نيز معرف نسبت پيك جريان به ميزان RMS آن به هنگام برقدار نمودن يك بار الكتريكي است. اين مقدار براي UPS ها وقتي تحت بار نامي كار مي كنند معادل 3 وقتي با يكدوم ظرفيت كار مي كنند معادل 4 و در يك چهارم بار معادل 8 است. اين ويژگيها در انطباق با بارهاي اختصاصي اين نوع دستگاه ها طراحي و ايجاد مي شوند، بنابراين بطور قطع در استفاده صحيح از سيستم UPS براي تغذيه بارهاي غير معمول نظير بارهاي كمكي موجود در سوئيچگيرها ، خود را درگير هزينه هاي اضافي و غير منطقي خواهيم نمود.
 
نویسنده : حميد - از: ايران
 
درج پاسخ

 
 
تغییر زبان :